در شرایط عادی، این فرایند نسبتی از تعادل، تنوع و تجربه های گوناگون را در خود دارد. اما در شرایط جنگی، این تعادل به شدت برهم می خورد و یکی از پررنگ ترین نیروهایی که در شکل دهی به هویت کودک نقش می گیرد، «گفتمان های ملی گرایانه» است. این گفتمان ها که بر تعلق ملی، همبستگی جمعی، دفاع از سرزمین و تمایز میان «ما» و «دیگران» تأکید دارند، در زمان جنگ تقویت می شوند و به یکی از ابزارهای اصلی بسیج اجتماعی تبدیل می گردند. برای بزرگسالان، این گفتمان ها می توانند کارکردهای سیاسی و اجتماعی مشخصی داشته باشند؛ اما برای کودکان که هنوز در حال شکل گیری هویت اند، اثرات آن ها عمیق تر، پیچیده تر و گاه دوگانه است.
گفتمان ملی گرایانه را می توان مجموعه ای از روایت ها، نمادها، ارزش ها و پیام ها دانست که بر تعلق به یک ملت، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک و دفاع از آن تأکید می کند. این گفتمان در قالب های مختلفی از رسانه ها و کتاب های درسی گرفته تا سخنان عمومی و نمادهای بصری به کودک منتقل می شود. هویت کودک نیز مفهومی چندبُعدی است که شامل هویت فردی، اجتماعی، فرهنگی و ملی می شود. در شرایط جنگی، هویت ملی معمولاً بر سایر ابعاد هویت غلبه می کند و این امر می تواند پیامدهای متنوعی به همراه داشته باشد.
کارکردهای مثبت: همبستگی، معنا و احساس تعلق
نخست باید اذعان کرد که گفتمان های ملی گرایانه صرفاً آثار منفی ندارند. در شرایط بحران، این گفتمان ها می توانند کارکردهای مثبت مهمی ایفا کنند:
۱. تقویت احساس تعلق: کودک با درک اینکه بخشی از یک جمع بزرگ تر است، احساس امنیت و پشتیبانی بیشتری می کند.
۲. ایجاد معنا در شرایط دشوار: روایت های ملی می توانند به کودک کمک کنند تا وقایع جنگ را در چارچوبی قابل فهم تفسیر کند.
۳. افزایش همبستگی اجتماعی: تأکید بر «ما» می تواند روحیه همکاری، همدلی و حمایت متقابل را تقویت کند.
۴. تقویت تاب آوری: احساس افتخار و تعلق می تواند به کودک در مواجهه با سختی ها کمک کند.
با این حال، اگر این گفتمان ها به صورت افراطی، یک سویه یا بدون ملاحظات روانی و تربیتی منتقل شوند، می توانند پیامدهای منفی جدی نیز به همراه داشته باشند:
۱. شکل گیری نگرش های دوگانه و قطبی: تقسیم جهان به «ما» و «آن ها» و ساده سازی افراطی واقعیت.
۲. افزایش اضطراب و ترس: تأکید مداوم بر تهدید و دشمن می تواند احساس ناامنی را تشدید کند.
۳. محدودسازی هویت فردی: غلبه هویت ملی بر سایر ابعاد هویت، فرصت رشد فردی را کاهش می دهد.
۴. درونی سازی خشونت نمادین: کودک ممکن است خشونت را امری طبیعی یا ضروری تلقی کند.
بُعد روان شناختی: درک کودک از گفتمان ها
کودکان بسته به سن و مرحله رشد شناختی، این مفاهیم را متفاوت درک می کنند. کودکان خردسال بیشتر به نمادها و تصاویر واکنش نشان می دهند، در حالی که کودکان بزرگ تر قادر به درک مفاهیم انتزاعی تری مانند «ملت» یا «دشمن» هستند. با این حال، در هر دو حالت خطر آن وجود دارد که کودک بدون توان تحلیل انتقادی، این مفاهیم را مطلق و غیر قابل انعطاف بپذیرد؛ امری که می تواند در آینده به شکل گیری نگرش های پایدار و گاه مسئله ساز منجر شود.
بُعد اجتماعی: نقش خانواده، مدرسه و رسانه
انتقال این گفتمان ها عمدتاً از مسیر نهادهای اجتماعی صورت می گیرد:
خانواده: الگوی گفتاری والدین درباره جنگ و دیگران تأثیر مستقیم دارد.
مدرسه: کتاب های درسی و نظام آموزشی می توانند این گفتمان ها را تقویت یا تعدیل کنند.
رسانه: تصاویر و روایت های رسانه ای نقش تعیین کننده ای در شکل دهی ذهن کودک دارند.
هماهنگی یا ناهماهنگی این نهادها، شدت اثرگذاری این گفتمان ها را تعیین می کند.
بُعد حقوقی: تعادل میان هویت ملی و حقوق کودک
در چارچوب حقوق کودک، تقویت هویت فرهنگی و ملی به رسمیت شناخته شده است، اما این امر باید همراه با احترام به کرامت انسانی، تنوع فرهنگی و حق کودک بر رشد متوازن باشد. بنابراین دولت ها و نهادهای اجتماعی موظف اند میان تقویت هویت ملی و حفظ سلامت روانی و رشد متعادل کودک تعادل برقرار کنند؛ افراط در هر یک از این دو، می تواند به نقض حقوق کودک منجر شود.
برای مدیریت این فرایند، راهکارهای زیر قابل پیشنهاد است:
۱. آموزش تفکر انتقادی متناسب با سن کودک.
۲. ارائه روایت های متوازن همراه با تأکید بر ارزش های انسانی مشترک مانند صلح و کرامت.
۳. تقویت هویت چندبُعدی کودک در کنار هویت ملی.
۴. آموزش والدین و معلمان برای انتقال صحیح مفاهیم.
۵. مدیریت محتوای رسانه ای و پرهیز از خشونت و روایت های یک سویه.
۶. ایجاد فضاهای گفت وگو برای بیان احساسات و پرسش های کودکان.
در نهایت، هویت کودک همچون نهالی است که در خاک تجربه ها رشد می کند. در شرایط جنگی، این خاک می تواند آمیخته ای از ترس، امید، اضطراب و تعلق باشد. گفتمان های ملی گرایانه اگر به درستی هدایت شوند، به تقویت این نهال کمک می کنند، اما در صورت افراط می توانند مسیر رشد آن را منحرف سازند. هدف نهایی باید پرورش نسلی باشد که در کنار احساس تعلق ملی، توانایی درک جهان با نگاهی انسانی، متعادل و مسئولانه را نیز داشته باشد؛ هویتی که سرمایه ای برای فرد و جامعه خواهد بود.
جانم فدای ایران…
* حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین الملل کودکان
∎

دیدگاهی ثبت نشده است