واکاوی داده های میدانی پس از نبرد ۳۹ روزه (جنگ رمضان) نشان می دهد تمایل جدی ایالات متحده به استمرار گفتگوهای دیپلماتیک و عدم بازگشت به فاز نظامی، ناشی از یک مخمصه راهبردی است.
از سوی دیگر، اثبات آسیب پذیری ناوگان دریایی و پایگاه های منطقه ای سنتکام در برابر پرتابه های بومی، موازنه تهدید را دگرگون ساخته است؛ به طوری که هرگونه درگیری جدید علاوه بر احتمال ثبت تلفات انسانی بالا برای ارتش آمریکا، با توجه به تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز، ریسک جهش قیمت جهانی نفت و بروز بحران تورم سوخت را در داخل ایالات متحده به شدت افزایش می دهد.
در ضلع دیپلماتیک نیز واشنگتن در برابر پافشاری تهران بر شروط خود قرار گرفته است؛ پافشاری بر مواردی چون لزوم تضمین امنیت جبهه شمال (لبنان)، آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی های مسدودشده و دریافت غرامت، سبب شده که پذیرش این شروط به معنای اعتراف رسمی به شکست دکترین فشار حداکثری و تداوم جنگ به معنای تحمل هزینه های فرسایشی سنگین اقتصادی و اعتباری برای آمریکا باشد./پشت پرده

∎

دیدگاهی ثبت نشده است